تبليغاتX
کلبه ی جوک
کلبه ی جوک

حادثه
يك روز يك نفر از كنار ديوار مي گذرد، يك كاغذ به سرش مي خورد و مي ميرد. مردم مي آيند و كاغذ را باز مي كنند، مي بينند توي آن نوشته: دو تا آجر.

قصه تكراري
روزي روباهي مي رود پيش كلاغي و مي گويد:« به به. عجب دمي، عجب پايي!»
كلاغ با خونسردي مي گويد:
« كجاي كاري بابا! من خودم دوم راهنمايي ام.»

 


بي سوادي
پسر به پدرش گفت:« پدرجان! چرا بعضي از آدم ها اين طوري حرف مي زنند، مثلاً مي گويند فرش  مرش، كتاب متاب، اسباب مسباب؟ »
پدر با خونسردي جواب داد:« پسرم! اين كار آدم هاي بي سواد مي سواده!»



خبر بد
پدر به پسرش گفت: «راستي صبح چه مي خواستي به من بگويي »
پسر با شرمندگي:«نمي خواهم شما را بترسانم ، ولي امروز صبح معلم رياضي مان گفت كه از اين به بد هر كسي مسأله رياضي را غلط حل كند ، تنبيه
مي شود»


غربت
يك نفر مي خواهد برود خارج و با خودش سه كيلو قند مي برد. از او مي پرسند:« اينها را كجا مي بري؟»
مي گويد:« آخر شنيده ام غربت تلخ است.»


احوال پرسي
اولي: «حالت چه طور است؟»
دومي:« خوب است. تازه موكتش كرده ام.»


وارونه
فردي ميخي را سروته روي ديوارگذاشته بود و مي كوبيد. ميخ در ديوار فرو نمي رفت. ديگري كه شاهد اين ماجرا بود، گفت: «چه كار مي كني؟ اين ميخ كه براي اين ديوار نيست. اين ميخ براي ديوار روبه روست.»


لاف زني
روزي يك شخص لاف زن با يك آدم قوي هيكل دعوايش مي شود. قبل از هر حركت لاف زن، مرد قوي هيكل چند تا مشت به او مي زند و پرتش مي كند. آدم لاف زن در حالي كه نفسش بالا نمي آيد، به جمعيتي كه مشغول تماشا هستند مي گويد: «شما مي گوييد چه كارش كنم؟»

مسابقه فوتبال
ناظم:« چرا اين قدر دير به مدرسه آمدي؟»
دانش آموز:« آقا اجازه! من داشتم خواب يك مسابقه فوتبال مي ديدم. چون بازي به وقت اضافه كشيد، ناچار شدم خواب بمانم تا نتيجه آن معلوم شود.»

آموزش
از مردي پرسيدند: «كباب را چطور مي پزند؟»
مرد جواب داد:« از آشپزي سررشته ندارم. آن را درست كنيد، خوردنش را به شما ياد مي دهم.»


 


واي ...!
مشتري: « اين كت چند است؟»
فروشنده:« ?? هزار تومان.»
مشتري: « واي! اون يكي چي؟»
فروشنده: « دو تا واي!»


 


آرزوي سلامتي
روزي شخصي به عيادت دوستش رفت و حال او را پرسيد.
او گفت: «تبم قطع شده ولي گردنم خيلي درد مي كند.»
شخص عيادت كننده با خونسردي گفت:« اميدواريم آن هم قطع شود.»


 


اسفناج
يك روز مادري به فرزندش گفت: «دخترم! اسفناج بخور كه خيلي خاصيت دارد. آخر اسفناج آهن دارد.»
دختر او جواب داد:« مادر جان! تازه آب خورده ام، نكند زنگ بزند!»


 


نسخه دكتر
بيمار:« آقاي دكتر! انگشتم هنوز به شدت درد مي كند!»
دكتر: «مگر نسخه ديروز را نپيچيدي؟»
بيمار: «چرا، پيچيدم دور انگشتم، ولي اثر نداشت!»


بيكاري
شخصي ساعتش كار نمي كرد. رفت گشت، برايش كار پيدا كرد.

در عكاسي
عكاس:«دوست داريد عكستان را چگونه بگيرم؟»
مشتري:«مجاني!»


به شرط چاقو
مردي بادكنك فروشي باز كرد، اما بعد ازمدتي ورشكست شد، چون بادكنك هايش را به شرط چاقو مي فروخت.
 
در كلاس فارسي
معلم: وقتي مي گوييم «دانش آموزان كلاس تكليف هاي خود را با ميل انجام مي دهند.» «ميل» در اين جمله چه نوع كلمه اي است؟
دانش آموز:« اجازه!  حرف اضافه.»


نوشته شده توسط فاطمه در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386

لينك مطلب

هر چقدر اوج بگيري .. براي آنهايي كه از پرواز چيزي نمي دانند كوچيكتر مي شوي

 

فردا روز جهاني عتيقه و عتيقه جاته..... ( روزت مبارك!!!)

 

 

 وقتی اومدم چنان حالتو بگیرم که نفست بند بیاد....

از ترس پاهات بلرزه...

همچین آبروت رو می برم که سرتو بالا نگیری....

بچه سوسول من قبق موبایلتم!!!!!

 

 

 سلام من الان بيمارستانم بدجوري تصادف کردم دکتر ميگفت شونم خيلي بد شکسته .البته نميخاد زياد نگران بشي فردا حتماً ميرم جاش يه برس ميخرم.

 

 

فناوريه نيرويه هسته اي و پيروزيه غرور آفرينه دانشمندانه توانمنده ايراني در ضمينيه بهره برداريه صلح اميز از انرجيه هسته اي رو بيخيال.... .. خودت چطوري؟؟

 

 

 

اگه 5 تا دوست مثل تو داشتم، حتما يه گاوداري ميزدم

 

 

 

امروز روز جهاني پوکي استخوانه کله پوک جان روزت مبارک!!!!

 

 

 

دوست دارم زود به زود ببينمت اما حيف بليط باغ وحش گرونه

 

 

 

برو بالا

.

.

.

.

.

.

.

.

.

خاک بر سرت که فرق بالا و پایینو نمیدونی!

 

 

 

ميگفت: انقدر دوستت دارم که اگر بگويي بمير ميميرم... باورم نمي شد... فقط يک امتحان ساده به او گفتم بمير...! سالهاست در تنهايي پژمرده ام... - کاش امتحانش نمي کردم.

 

 

يه روز تو رو تو كوچه ديدم و عاشقت شدم....فرداش تو خيابون ديدمت و ديوونت شدم...... امروز تو اتوبان ديدمت خدا آخر و عاقبتم و به خير كنه! عجب 206ي هستي!

 

 

 

اگر سهم من از اين همه ستاره فقط سوسوي غريبي است، غمي نيست. همين انتظار رسيدن شب برايم كافيست

 

 

دوست دارم اندازه موهاي سرم از طرف

حسن كچل .

  

  

 

قلب فقط قلب فاتی، عشق فقط عشقه لاتی، رنگ فقط شکلاتی، 6 ماه تو حبس بی ملاقاتی؛ فکر نکنی گنده لاتيم، ما فقط خاطر خاتيم

(lat shodama)

 

 

دستتو بکن تو موهات و يک تارشو بگير تو دستت.....گرفتي؟حالا اوني که تو دستته.همونو به صد تا دنيا نميدم

 

 

من گلم تو منگولي با هم ميشيم گل منگولي

 

 

بچه ها شوخي شوخي به كجشكا سنگ ميزنن كنجشكا جدي جدي ميميرن

تو شوخي شوخي به من لبخند زدي من جدي جدي عاشقت شدم

توم يروز شوخي شوخي ميري منم جدي جدي ميميرم .

 

 

اگه ديدي يك روز تو قلبت يك تير رفت بدون اون تير نبود عشق تو به من بود اگه ديدي يك روز قلبت شكست بدون جداي منو تو بود اگه يك روز ديدي من مردم براي تو بود .

 

 

 

اگر رفتم تو يادم کن. اگر مردم تو خاکم کن. اگر ماندم در اين دنيا، به مهر خود تو شادم کن

 

 

 

من توي زندگيم 3 تا دوست دارم ماه و خورشيد و تو . اولي را واسه شبم مي خوام دومي را واسه روزم مي خوام اما تو را واسه تك تك لحظه هاي زندگيم مي خوام

 

 

 

 

اگه خواستي يه كسي...يه عاشق هم نفسي....عمرش رو حيرونت كنه....جونش رو قربونت كنه...جون مادرت اصلا" رو ما يكي حساب نكن..!!!

 

 

مي دوني علت كسوف و خسوف چيه ؟ ماه و خورشيد براي ديدنت دعوا مي كنن 

 

چقدر سخت است گل آرزوهايت را در باغ ديگري ببيني و هزار بار در خودت بشكني و آن وقت آرام زير لب بگويي گل من باغچه ي نو مبارك

 

وقت زنگ ميزدي تنم ميلرزيد تاز فهميدم كه كوشيم رو ويبره بود .

 

 

برو به جهنم، چون فقط تو هستي كه ميتوني جهنم رو بهشت كني!

 

آخر يه روز پرينت قلبم رو مي گيرم تا باورت بشه كه با هر نفسم صد بار مي گم دوستت دارم

 

يه شب يه ستاره شانس از آسمون افتاد رو زمين بهم گفت دنيارو مي خواي يا يه دوست خوب ؟؟؟ گفتم هيچ كدوم ! چون يه دوست دارم كه واسم مثل يه دنياست

 

 

بي تو نه امور جهان لنگ ميشه نه بين زمين و آسمون جنگ ميشه ، نه كوه آب ميشه نه آب سنگ ميشه ، فقط دل من واسه تو تنگ ميشه

 

 

مي دوني چرا رنگ غروب سرخه؟ چون خورشيد وقتي مي بينه من وتو با هم دوستيم آتيش مي گيره

 

 

دستت را بزار رو قلبت اين ساعت عمرت كه داره تيك تيك مي كنه . جالبه هموني كه بهت زندگي ميده برات شمارش معكوس را شروع كرده!!

 

نوشته شده توسط فاطمه در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386

لينك مطلب

وظيفه‌ی علی دایی در بازی ايران و مکزيک چه بود؟ حمل يک تخته قالی تا وسط زمين و تحويل آن به کاپيتان مکزيک

 

درجات پیری : ۱-جنین ۲-نوزاد ۳-خردسال ۴-کودک ۵-نوجوان ۶-جوان ۷-میان‌سال ۸-پیر ۹-فرطوت ۱۰-کهنسال ۱۱-فسیل ۱۲-علی دایی

 

همین الان علی دایی sms زد و گفت : با عرض معذرت ضمن عذرخواهی به مردم شریف ایران قول میدم در جام‌جهانی ۲۰۱۰ جبران کنم ( با لهجه‌ی مخصوص خوانده شود )

 

تست کنکور : نقش علی دایی در بازی با مکزیک چه بود ؟ ۱-نخودی ۲-بیخودی ۳-یکی از تماشاچی‌ها ۴-همه‌ی موارد

 

پلیس آلمان علی دایی را به علت ولگردی در زمین فوتبال ایران-مکزیک دستگیر کرد

 

شماره‌ی کفش حسین کعبی رو می‌دونید ؟ نمی‌دونید ؟ روی صورت فیگو نوشته

 

گروه‌بندی جدید فیفا : ۱-مکزیک ۲-پرتقال ۳-آنگولا ۴-مُنگولا

 

به علت باخت ایران به پرتقال ٬ نام این میوه به "سیب زرد محمدی" تغییر می‌یابد

 

ترکها می‌خوان سند بذارن علی دایی رو از تیم ملی دربیارن

 

به علت ازدیاد فحش‌های ارسالی ٬ مادر میرزاپور اعلام کرد : ابراهیم سر راهیه

نوشته شده توسط فاطمه در یکشنبه سوم تیر 1386

لينك مطلب

 

يكي با احساسات دوست دخترش بازي مي کنه 3 بر 1 شکست مي خوره !

 

يكي اسم نويسي ميکنه واسه موبايل ميگه : خدا کنه نوکيا در بيا!

 

تركه صورتش قرمز بوده ميگن چي شده ؟ ميگه چش خورده ميگن چه چشي خورده كه اينقدر قرمز شده ؟ ميگه چش ديگه بابا , چش شلوار!

 

يك شخصي از بالاي درخت مي افته پاش ميشكنه ميبرنش پيش دكتر ،دكتربرايش داروي كرم مي نويسه مگه چرا اينو نوشتي دكتر مگه چون اگر كرم نداشتي بالاي درخت نميرفتي!

 

جشنواره فيلم اصفهان 1- دو نفر با يك تخم مرغ ! 2- تا حالا موز خوردي؟ ! 3- 10 نفر زير يك چتر ! 4- من هوشنگ 15 تومان دارم ! 5- ديشب باز هم پيتزا خوردم

 

اصفهانیه موز می خوره پوستش میزاره تو دفتره خاطراتش

 

يكي ميره خواستگاري، دختره سبيل داشته، بهش ميگه: چرا سبيل داري؟ دختره ميزنه زير گريه، تركه ميخواد دلداري بده ميگه: مرد كه گريه نمي‌كنه

 

اصفهانیه یه پوسته موز می بینه می شینه کنار موزه . می گن چرا اینجا نشستی ؟!!! میگه : آخه می خوام فکر کنند من این موزه را خوردم

 

. به اصفهانیه می گن تا حالا شیرین تر از عسل هم خوردی ؟ میگه : بله ، ترشی مفتی

 

بچه اصفهانیه توي امتحان بيست مي‌گيره. باباش ميزنه توي گوشش و ميگه: خاك بر سرت كنن، با نمره 10 هم ميشه قبول بشي، حتما بايد اين همه خودكار حروم مي‌كردي؟

 

يكي باباش ميميره ميخواسته خاكش كنه جو ميگيرتش باراندازش ميكنه

 

يكي يه بسته هزار تومني ميشمره، 250 تومن كم مياره

 

يكي خالي ميبنده كه 10 بار رفته چين دوستاش بهش ميگن يه خيابون تو چبن اسم ببر ميگه شهيد بروسلي

  

میدونین ترکارو تو کلاس از کجا میشه تشخیص داد؟ از اونجا که هر وقت معلم تخته رو پاک میکنه اونام دفتراشونو پاک میکنن

  

ترکه میره خواستگاری دختر رو می بینه ازش خوشش نمیاد میگه: ما می ریم یه دوری می زنیم بر می گردیم

  

يكي میخواسته آتش نشان بشه. توی آزمون استخدامی ازش میپرسند اگر جنگل آتش بگیره و اون اطراف آب نباشه چه کار میکنی؟ ترکه میگه: هیچی تیمّم میکنیم

 

از يكي می پرسن یه موجود نام ببر؟ تركه می گه یخ. می گن یخ كه موجود نیست. می گه هست خوب. چون همه جا نوشته یخ موجود است

 

هواپیما داشت سقوط می کرد همه داشتن جیغ میزدن به جز یه نفر! ازش می پرسن چرا تو ساکتی ؟ میگه : ماله بابام که نیست بذار سقوط کنه

 

يكي سوار سمند ميشه مي بينه يه زنه بهش ميگه: لطفا در خودرو را ببنديد. تركه ميگه: خوب بستم حالا بيا بيرون جيگر

 

يكي زنگ ميزنه به موبايل دوستش بعد اون خانومه ميگه مشترك مورد نظر در دسترس نميباشد. يارو ميگه بيخيال خودت چطوري؟

 

يكي بالای خونش ماهواره نصب می کنه روش می نویسه کولر

 

يكي می ره دزدی تفنگش رو میزاره پشت سر یارو می گه: تکون بخوری با لگد می زنمت

 

يكي میره بالای پل عابر پیاده میگه خوب من اخر نفهميدم آخه مگه شما اینجا رودخونه میبینید که پل زدید

 

 دو نفر تصمیم میگیرن فارسی صحبت کنن اولی میگه پاشو دومی می گه نمیپاشم اولی جواب میده نگو نمیپاشم بگو پاشیده نمی شوم

 

يكي میمیره عكس نداشتن سر خاكش بزارن تا گردن خاكش میكنن

  

يكي مهم ميشه زيرش خط ميكشن تو امتحان مياد

 

یه روز یه موشه میره خونه اصفهانیه سوء تغذیه میگیره

 

یکی با ذوق به دوستش می گه بالاخره این پازل رو بعد از دو سال تلاش درست کردم! دوستش می گه دو سال یه کم زیاد نیست؟ یارو می گه نه بابا! رو جعبه اش نوشته 7 تا 10 سال

 

یه روز یکی هزار تومان میندازه تو صندوق صدقات وقتی میاد از خیابون رد بشه ماشین می زنه بهش. همین طوری که داشته ناله می کرده لای چشماشو باز می کنه می بینه یه نفر دیگه هم داره پول میندازه تو صندوق صدقات. با آخرین توانی که داشته داد می زنه: ننداز آقا کار نمی کنه  

 

یکی دنبال دزد میکرده ازش میزنه جلو

 

به یکی میگن برای خمیر دندون پونه تبلیغ بساز. میکه خمیر دندون پونه چشمو نمی سوزونه

 

یکی خودشو میزنه به کوچه علی چپ گم میشه

 

یکی میره مکه اونجایی که باید به شیطون سنگ بزنه سنگهاش تموم میشه فحش میده

 

یکی سکه میندازه بالا شیر میاد فرار میکنه

  

موز و يه پسته با هم دعواشون مي شه، موز به پسته ميگه: که چي بشه؟ هميشه نيشت بازه؟ پسته ميگه: از تو که بهترم، بخاطر 200 تومن جلوي همه شلوارت رو مي کشي پايين

 

یکی واستاده بوده دم مسجد، داشته خرما خيرات مي كرده. خلاصه هركي رد مي شده، يك خرما برمي داشته و يك صلوات مي فرستاده. بعد يك مدت، يك بابايي دست مي كنه يك مشت خرما برمي داره، یارو دستشو مي گيره ميگه: هوووي! چه خبره؟! يك نفر آدم مرده، اتوبوس كه چپ نكرده


یکی داشته دنده عقب با ماشين از كوه مي رفته بالا بهش می گن چرا دنده عقب ميری مي گه اخه می ترسم بالا جا نباشه نتونم دور بزنم بعدا وقتی مي خواسته پايين بياد باز می بينن داره دنده عقب می ياد می گن الان چرا دنده عقب می يای می گه آخه بالای كوه جا بود تونستم دور بزنم 

 

يه روز مدير مهد كودك به يكي از بچه ها ميگه: تو مامان داري؟ ميگه نه! ميگه بابا داري؟ ميگه نه! مرده ميگه پس چي داري؟ ميگه جيش دارم؟



اولي به دومي: آن دو نفر را مي‌بيني؟ ده سال است كه ازدواج كرده‌اند و به قدري يكديگر را دوست دارند كه آدم فكر مي‌كند اصلا ازدواجي بين‌شان صورت نگرفته است

 

یکی چربی داشته میره دکتر، دکتر بهش میگه روزی ۴ کیلومتر باید بدوی... بعد از چند روز  زنگ میزنه به دکتر میگه: رسیدم لب مرز، چیکار کنم؟

 

به یکی می گن عروسی پسرت كی هست؟ میگه: این دوشنبه نه، چهارشنبه بعدی

 

به یکی می گن تو نمی خوای آدم شی؟ می گه من از این قرتی بازیها خوشم نمیاد

 

این هم از معایب شهرت بیش از حد:
علي دايي ميره اردبيل نون بگيره، چادر سرش مي‌كنه اونو نشناسن تو صف خودشو مي‌چسبونه به يه خانم تپل خانومه ميگه علي ول كن منم رضازاده
 



يک اصفهاني چايي مياره براي مهموناش ولي قند نمي ياره مي گه به قند بالاي يخچال نگاه کنيد و چاي بخوريد يه بچه اي ميرد تو بهر قنده اصفهانيه ميزنه پشت کله پسره مي گه: من گفتم چاي با قند بخور نه چاي شيرين

 

به تركه مي گن بچه كجائي ؟ ميگه : بچه تهرون . . . مي گن : كجاي تهرون . . . مي گه : كيلومتر 700 ، جاده تهران - اردبيل

 

غضنفر به زنش می گه 3 تا حیوان نام ببر که با خ شروع بشه. زنش می گه: خودت، خواهرت، خدابیامرز مادرت

 

به غضنفر می گن اذون بگو: می گه همه چیز با یک نگاه شروع شد

 


از اونجا که نسل دایناسور 2میلیون سال پیش منقرض شده پس نتیجه می گیریم : دنیا دیگه مثل تو نداره ........نه داره نه می تونه بیاره

 

ازعلي دايي علت کمر دردش رو مي پرسند ميگه خودتون هم 90 دقيقه بازي رو سر پا تماشا کنيد کمرتون درد مي گيره

 

از گوسفنده مي پرسن سيستم دستشويي رفتن شما چيه؟ ميگه سبک گروه اريان.........دونه دونه دونه دونه  

 

نفرین جدیده جدید: الهی عقل بچت به میرزاپور بره . قدش به کعبی. دماغش به عنایتی. موهاش به چلنگر. بی خاصیتیش به علی دایی

  

زن: اگه امشب نيايي بريم خونه مامانم ديگه منو نمي‌بيني! مرد: براي چي؟ زن: واسه اينكه چشمهاتو درمي‌آورم

 

يه ترکه تو تابستون ، نه شير داره نه پستون ترکه ميره کربلا ، دسته کی بالا؟

 

راننده ای که با شادروان پوپک گلدرّه تصادف کرده بود... ديشب اعتراف کرد که از شوکت پول گرفته بوده

 

به یکی خبر ميدن: بابا شدي! ميگه: پس به زنم نگيد ميخوام سورپرايزش كنم

   

اگه بین 6 تا قزوینی گردن کلفت توی یک اتاق گیر افتادی چه کار می کنی؟!!... تو که کاری از دست بر نمیاد.... پس سعی کن بهت خوش بگذر

 

بچه:مامان نهار چي داريم؟ مادر با عصابنيت:زهر مار بچه:اخ جون از شر املت راحت شديم 

 

هويجه با مامانش ميره بيرون وسط راه به مامانش ميگه مامان آبهويج دارم!!! 

 

یکی پدر دوست دخترش ميميره
ميره داروخانه ميگه كاپوت مشكی ميخوام با طعم خرما

 

 يكي ميره كارت پستال فروشي و ميگه آقا كارتي دارين كه روش نوشته باشه تو تنها عشق مني؟ يارو ميگه بله. ميگه پس لطفا 16 تا بدين!

 

يه چوب كبريته سرش رو مي خوارونه
آتيش مي گيره

 

از يه لره ميپرسن تو شما آدم مشهور هم هست ميگه آره .... سوفيا لُره ! ، اليزابت تاي لُر ، لُر و هاردي .... يه ماده شيميائي هم هست که اختراع خودمونه بهش ميگن کلُر

 

آقا ماشا ا... ميره تو بانک وام بگيره ، ضامن نداشته منفجر ميشه

 

يه دفعه یکی تو بيابون گم ميشه ، و داشته از تشنگي ميمرده .... خلاصه هي ميگفته آب آب آآآآآ آب .... يه دفعه ميرسه به يه چشمه دستاشو ميزنه تو آب ميکشه به موهاش ميگه آخيــــــــــش ، وُلک راحت شدم تيپ موهام خراب شده بود داشتم ميمردما 

 

يه دفعه يه آفتاب پرست ميره رو جعبه مداد رنگي " هنگ " ميکنه

 

دکتر نظام وظيفه پسر لاغري را معاينه کرد و در برگه نوشت : معاف، به دليل ضعف جسماني
پسره با خوشحالي گفت : آخ جون فوري ميرم زن ميگيرم
دکتره نوشت : و همچنين ضعف عقلاني

 

يه روز چند تا رفيق ميخواستن برن گردش ، تهرانيه ميگه ماشينش با من ، رشتي ميگه نهارش هم با من ، شيرازيه هم ميگه تخمه و چاي هم با من ، اصفهانيه ميگه پس حالا که همتون يه چيز ميارين منم داداشم را ميارم

 

مادر : پسرم ، من دارم مي رم خريد يه وقت به كبريت دست نزني ها
پسر : نه مامان جون من خودم فندك دارم

 

از یکی پرسيدند : گاو بهتره يا گوسفند
خشاياره ميگه : گاو بهتره

مي پرسند چرا

ميگه : گاو وقتي ميخواد بره آنطرف جاده اول سمت راست نگاه ميکنه بعد سمت چپ رو ، بعد ميره ، ولي گوسفند عين گاو سرشو ميندازه پايين رد ميشه

  

از یکی مي پرسن پرچم دزدان دريايي چه معني داره ؟ مي گه : خوردن كله پاچه توي دريا ممنوع 

  

صدايت چون صداي ابشاران، نگاهت چون نگاه چشم خورشيد، و قدت همچو قد رود کارون... خاک تو سرت که هيچ چيزت به آدمي زاد نرفته

 

اسم قزوين به پيکان جوانان تغيير پيدا کرد

 

ديدي جواني بر درختي تكيه كرده بزن تو سرش چون جوون بايد رو پا خودش بايستد 

 

يارو اسم بچش رو مي ذاره اس ام اس مي گن اين چه اسميه ؟ مي گه : چيه از پيام که باکلاس تره

 

سوسكه تو عشق شكست مي خوره ميره كنار دمپايي مي خوابه

 

نوشته شده توسط فاطمه در سه شنبه نوزدهم دی 1385

لينك مطلب




کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

All Rights Reserved 2005-2006 © by kolbe-jok.blogfa.com

Design This Web By Noleek @ Ver:2.00 POWERED BY BLOGFA.COM